حرکت های ناپلئونی « اوباما »
ناپلئون پس از فتح مصر ادعای مسلمانی کرد و خود را علی بنابارداباش نامید ، لباس های عربی پوشید و دستار بر سر گذاشت . وی روز های جمعه به مسجد می رفت و حتی یکی از ژنرال های خود به نام ژنرال منو را وادار کرد که مسلمان شود و نام عبدالله را بر روی خود بگذارد . ویل دورانت مورخ معروف می نویسد : « برای آنکه پادشاه مصر شود. به قرآن ایمان می آورد . برای آنکه پادشاه فرانسه شود به انجیل ایمان می آورد . » ( تاریخ تمدن – عصر ناپلئون – ص 215 )
تاریخ تکرار می شود انگار و این بار اوباما ، با رجعت به روح ناپلئون بناپارت ، حرکت های او را به عنوان 44 امین رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا ! به نمایش می گذارد . او دستار بر سر می نهد و خود را " باراک حسین اوباما " می نامد و در اولین اقدام ، کشتار گاهی بنام زندان گوانتانامو را با گهواره اش به دور می اندازد و مشابه آن را ممنوع . او به مسلمانان سراسر جهان پیام صلح و دوستی می فرستد و به یاد ها می آورد که : « اکنون پسری در مقابل شما ایستاده که شصت سال پیش پدرش حتی حق غذا خوردن در یک رستوران را نداشت. » ( اوباما ) و آخرین اخبار حاکی از آن است که : « و بسایت کاخ سفید بروز می شود و از قول اوباما اعلام می دارد : « اوباما حامی گفتگوی مستقیم ، سختگیرانه و بدون پیش شرط با ایران است ». و اما در آن سو ، روح سر گردان ناپلئون ، اوباما را به هیبت صهیونیست ها در می آورد ، همچون آنان کلاه مخصوص بر سر می گذارد و در اولین روز ریاست خویش ، جویای حال جناینکاران کودک کش اسرائیل می گردد . به حسنی مبارک زنگ می زند . محمود عباس را امیدوار می کند . از هراس ملک عبدالله ها می کاهد . دورترها ، او ، آن زمان که عضو کمیته روابط خارجی آمریکا بود . در گرما گرم پیروزی انتخاباتی حماس در غزه ، به دیدار وزیر امور خارجه اسرائیل ، شالوم می رود و خواستار سرکوب حماس در غزه می شود . دو روز بعد او در سخنرانی جمعی از دانشجویان فلسطینی از دولت محمود عباس دفاع و در نهایت حماس را مورد خطاب قرار داده و می گوید : « اگر اسرائیل را تهدید به نابودی کنند . آمریکا همیشه در طرف اسرائیل است . » اوباما در ادامه حرکت های ناپلئونی خود گریزی هم به جنگ 33 روزه لبنان می زند . 14 مارسی می شود و « وقتی نزدیک مرز لبنان هشت سرباز اسرائیل کشته و دو سرباز ربوده می شوند ، اوباما از واکنش اسرائیل دفاع می کند . او در 22 اوت 2006 در مصاحبه با تیم راسرت ، مجری محبوب ان بی سی که چندی بعد در گذشت ، می گوید : « فکر نمی کنم که کشوری در دنیا باشد که دو سربازش را بدزدند و واکنشی جز آنکه اسرائیل نشان داد ، نشان دهد . من از واکنش اسرائیل برای اعمال نیرو در دفاع از خودش دفاع می کنم . » اما حمله اسرائیل به لبنان به درازا می کشد و اوباما در ادامه باز هم به حمایت قاطع خود از اسرائیل ادامه می دهد و با آتش بس مخالفت میکند . اوباما در 2 مارس 2007 ، احتمالا برای اولین بار ، در کمیته روابط عمومی اسرائیل در آمریکا ( کمیته آیپاک که به اعمال نفوذ بسیار به نفع اسرائیل معروف است ) حاضر شده و اسرائیل را " قوی ترین متحد ما در منطقه " می خواند و ضرورت ادامه حمایت نظامی و مالی از این کشور را ، بخصوص در برنامه های دفاع موشکی ، اعلام میدارد . » و سر انجام ناپلئون اوباما ، فلسطنیان را نیز می نوازد . او درست یک ماه پس از ستایش های 14 مارسی خود و نیز حمایت های مالی و نظامی و موشکی از اسرائیل ، در جمع فعالان سیاسی حزب دمکرات در ایواو می گوید : « هیچ کس به اندازه مردم فلسطین ستم نمی بیند. واقعیت آن است که دیگر نمی توان با حرکت های ناپلئونی بر جهان پادشاهی کرد . زمانه عوض شده است و اوباما وارث کشوری شده است که اقتصادش ، رو به موت است . نیمه جان است و هر چه دلار بر پیکرش تزریق می کنند . تنها بحران بالا می آورد . با این اوصاف باز اوباما خیره سرانه دستور صادر می کند و سودای کدخدایی بر جهان را دارد . او بخوبی می داند و اما نمی فهمد که دنیا آرایش دیگری به خود گرفته است . 22 روز حماسه غزه و پیش تر ها ، جنگ 33 روزه لبنان ، مرزها را مشخص کرده است . دوستان و دشمنان را هم ، در یک سو افکار عمومی عدالت خواه جهان است و در سوی دیگر ، بوش بود و اسرائیل و حسنی مبارک و گاهی هم ملک عبدا ... ها . باری این تراژدی غم انگیز همچنان ادامه دارد . منتها ، این بار ملت ها ، به جای گفتن مرگ بر بوش ، خواستار مرگ اوباما خواهند شد . آنان با حماسه های تاریخ ساز خود به جهانیان نشان خواهند داد که اوباما با هیچ کس نیست ، اوباما تنها با شیطان است .
|